(كاشت - داشت - برداشت- فرآوري)

 

عملکرد در گیاه پنبه به مجموعه الیاف و پنبه دانه آن که اصطلاحاً وش نامیده می شود گفته شده که حاصل تولید مواد فتوسنتزی و اختصاص درصد آنها به بخش های زایشی است و تراکم مناسب در کاشت پنبه باعث توزیع مناسب گیاهان و میزان نور دریافتی در واحد سطح شده و خصوصیت کمی یا عملکرد گیاه را افزایش می دهد . یک تراکم مناسب باعث می شود رقابت در داخل و خارج بوته از بین رفته و رشد رویشی و زایشی تغییر و در نهایت باعث تغییر عملکرد و زودرسی و همچنین تغییر خصوصیات مورفولوژیکی در گیاه پنبه شود و زمانی که با مدیریت و بکارگیری تراکم کشت مناسب بتوان رقابت بین بوته ها و اندام هاي  زایا و رویا را برای بدست آوردن عوامل محیطی نور، رطوبت، مواد غذایی مورد رشد گیاه را به حداقل خود رساند می توان برداشت حداکثری عملکرد را از محصول کشت شده انتظار داشت و این زمانی حادث می شود که به یک فاصله کاشت مناسب بین ردیف هاي کاشت و بوته ها روی ردیف هاي کاشت دست پیدا نمود. تراکم مناسب و توزیع متعادل بوته ها در واحد سطح موجب استفاده مطلوب از رطوبت، مواد غذایی و نور گردیده و عملکرد را افزایش می دهد (سرمدنیا و کوچکی، 1369). ریوز و همکاران ( 2000) گزارش کردند کم شدن فاصله ردیف باعث افزایش عملکرد می شود . جونز و ولز (1997) طی مطالعات مختلف گزارش دادند که کاهش فاصله ردیف عملکرد را در پنبه افزایش می دهد. از طرفی نیز اجزاء عملکرد در پنبه شامل: تعداد بوته در واحد سطح *  تعداد قوزه در بوته *  میانگین وش هر قوزه مي باشد. خلیلی سامانی( 1374) گزارش کرد که ارتفاع گیاه ، تعداد قوزه ، تعداد برچه در قوزه ،تعداد دانه در برچه و تعداد گره در گیاه بیش ترین سهم را در عملکرد داشتند . مارانی و همکاران (1974) نشان دادند که تعداد قوزه در واحد سطح بالاترین همبستگی را با عملکرد دارد. بطور کلی پیش بینی عملکرد محصول در مراحل مختلف رشد و توسعه گیاه نیازمند جمع آوری اطلاعات زیادی به منظور تجزیه و تحلیل این اثرات در تشکیل و توسعه قوزه می باشد . اندازه قوزه همراه با تعداد قوزه ، اجزاء عملکردی پنبه بوده که یک صفت ژنتیکی و در ارقام مختلف متفاوت است و شرایط محیطی است که در موقع رشد و محل تشکیل قوزه های روی ساقه اصلی بر اندازه قوزه در پنبه تاثیر می گذارد ( حسینی نژاد و همکاران ،1364) و صرف نظر از تاثیرات ژنوتیپی و محیط در اندازه قوزه تحت شرایط خاص اقلیمی ، وزن قوزه یا مقدار تولید الیاف در هر قوزه بشدت تحت تاثیر تعداد قوزه در هر گیاه قرار دارد.

مزایای بذور دلینته شده (بدون کرک) پنبه

محصول پنبه که اصطلاحاً وش می گویند، از دو قسمت الیاف و بذر تشکیل شده است. این دو قسمت بوسیله دستگاه­های پنبه پاک کنی از هم جدا می شوند که این عمل جین زدن نامیده می شود. وقتی این دو قسمت از هم جدا می شوند، الیاف پنبه برای استفاده در صنایع نساجی بسته بندی می گردد و بذور آن نیز جهت کشت در سال بعد و یا استخراج روغن پنبه دانه در کارخانجات روغن کشی، کیسه گیری می شود.

بذوری که به این روش بدست می آید، سطح آن کرک­های ریزی دارد که به نام لینتر معروف است. امروزه تقریباً در تمام کشورهایی که به صورت تجاری پنبه کشت می شود، برای کشت پنبه این کرک ها را از سطح بذر از بین برده و به اصطلاح از بذور دلینته شده استفاده می کنند. کرک گیری بذر پنبه به سه روش انجام می شود که دو روش آن به صورت شیمیایی و روش دیگر به صورت مکانیکی می باشد. در کشت پنبه استفاده از بذور دلینته شده مزایای زیادی نسبت به بذور کرکدار دارد که موارد مهم آن شامل کاهش مصرف بذر، حذف بیماری­های بذرزاد، افزایش سرعت جوانه زنی، سهولت ضدعفونی بذر، سهولت حمل و نقل و جابجایی بذر و سطح سبز یکنواخت می باشد (قرنجیکی، 1390).   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 12:24  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

تنش به معنای فشار شدید اثرات منفی برخی نیروهاست که منجر به توقف عملکرد نظام­های طبیعی می شود. به عبارتی تنش به عنوان کاهش رشد کمی یا کیفی یک گیاه خاص تعریف می شود که در اثر تغییرات خارج از دامنه مطلوب عوامل محیطی ایجاد می شود (کافی و دامغانی، 1381). توانایی گیاهان برای پاسخ به تنش و بقا در شرایط کمبود آب به مجموع راهکارهای پاسخ سلولی مرتبط است. علاوه بر این، پاسخ به شرایط کمبود آب، به گونه و رقم گیاهی، طول و مدت تنش خشکی، سن و مرحله نموی گیاه، نوع سلول و اندام گیاهی و اجزای زیر سلولی و به ساختار آن بستگی دارد (لویت، 1980).

تنش رطوبتی بسیاری از جنبه های متابولیسم و رشدی گیاه را تحت تأثیر قرار می دهد. تنش آب از مهمترین عوامل شکست بذور جهت جوانه زنی مطلوب در شرایط مزرعه است. زیرا سبب کاهش سرعت و میزان جوانه زنی شده و نهایتا استقرار گیاهچه را به تاخیر می اندازد (پریسکو، 1992). آب یکی از عوامل اصلی فعال کننده جوانه زنی می باشد و قابلیت دسترسی بذر به آب با کاهش پتانسیل اسمزی و ماتریک کاهش می یابد و لذا پتانسیل آب محیط تاثیر مستقیمی بر سرعت جذب آب و جوانه زنی بذر دارد (رحیمیان مشهدی و همکاران، 1370).  تنش ممکن است سبب تاخیر و کاهش جوانه زنی بذور شود و یا ممکن است کلا از جوانه زنی جلوگیری نماید (بات و رائو، 1987).  پهلوانی ( 1378) طی تحقیقی خاطر نشان کرد که با کاهش پتانسیل اسمزی محیط، از درصد جوانه زنی بذور پنبه کاسته شد و سطوح 6- و 8- بار سبب کاهش شدید و معنی دار درصد جوانه زنی بذور ژنوتیپ های مورد بررسی پنبه شد. 

در مناطق خشک، کافی نبودن رطوبت خاک یکی از عوامل عمده محدود کننده جوانه زنی بذور است. در این مناطق وجود شرایط ایده آل در خاک نامنظم و کوتاه است که در نهایت منجر به کاهش قدرت جوانه زنی و در نتیجه غیر یکنواختی تراکم گیاهی می شود. به دلیل یکنواخت نبودن بستر کاشت و مشکل بودن کنترل عوامل محیطی در مزرعه، تحقیقات آزمایشگاهی برای بررسی تحمل گیاهان به تنش خشکی به­ویژه در مرحله جوانه زنی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد (شارکاوی و همکاران، 1989). فرزانه (1380) طی تحقیقی در ارتباط با تاثیر پتانسیل­های 1- بار، 4- بار و 8- بار حاصل از کاربرد پلی اتیلن گلایکول بر جوانه زنی و سبز شدن 40 ژنوتیپ پنبه ابراز داشت، با منفی تر شدن پتانسیل اسمزی محلول، نسبت وزن خشک ریشه چه به قسمت هوایی افزایش یافت. با این حال درصد، سرعت و یکنواختی جوانه زنی، و نیز وزن خشک ریشه چه و ساقه چه به­دنبال منفی تر شدن پتانسیل اسمزی محلول کاهش پیدا نمود. وی همچنین اظهار داشت ژنوتیپ­های تابلادیلا، بلغار 433، و زود رس موتاژنز متحمل ترین و ژنوتیپ­های ترموس-14، NO.200، Asj2 Island  حساس ترین ژنوتیپ­ها در مرحله جوانه زنی بودند. علاوه بر این وی با تاثیر تنش خشکی در مرحله سبز کردن در گلدان خاطر نشان کرد با افزایش تنش خشکی به­جز نسبت وزن خشک ریشه چه به قسمت هوایی، سایر صفات به­ویژه سطح برگ به­طور قابل کاهش پیدا کرد. در این مرحله نیز ژنوتیپ­های تابلادیلا، بلغار 433 و سای اکرا متحمل و ژنوتیپ­های نارابرای، ساحل و دلتاپاین ژنوتیپ­های حساس شناخته شدند.  مورونگو و همکاران ( 2003) طی تحقیقی اثر پتانسیل­های ماتریک خاک 1/0- بار، 5/0- بار، 1- بار،  2- بار و 15- بار را روی جوانه زنی و رشد گیاهچه ذرت و پنبه بررسی نموده و مشاهده کردند،  با کاهش پتانسیل ماتریک خاک درصد جوانه زنی و رشد ریشه چه و ساقه چه کاهش معنی داری بویژه در پتانسیل­های از 1- بار به 2- بار نمود.  در پتانسیل های 2- بار و 15- بار جوانه زنی صورت نگرفت، علاوه بر این میزان کاهش ساقه چه در مقایسه با ریشه چه با منفی تر شدن پتانسیل خاک بیشتر بود.

پنبه مهمترین گیاه لیفی است که الیاف آن در صنایع نساجی به کار می رود، علاوه بر این دومین محصول روغنی پس از سویا در جهان است. این گیاه يكي از مهمترین گیاهان صنعتی است که در اقلیم هاي متفاوتی توانايي تولید محصول را دارا مي باشد. پنبه به­طور وسیعی در دنیا کشت شده و مورد استفاده قرار می گیرد. پنبه از جمله محصولات کشاورزی است که میزان آب مصرفی در آن بالا بوده و زمان مناسب و مصرف بهینه آب آبیاری در آن باعث افزایش عملکرد و بهبود خواص کیفی الیاف پنبه می گردد (قربانی نصر آباد و فائزه، 1381). پنبه به صورت ديم و آبی کاشته مي شود كه نياز آب در پنبه از 4000 الی 8000 متر مكعب با توجه به الگوی کاشت و ارقام با دوره هاي رسیدگی مختلف متغیر مي باشد. ارقام مختلف پنبه نياز به بازیابی و ادامه رشد پس از تنش خشكي، به منظور حداقل نمودن كاهش عملکرد خود دارند. آگاهی از پاسخ ارقام به کمبود آب به منظور شبیه سازي رشد پنبه و نيازهاي آبی آن بسیار مهم محسوب مي‏شود (پس و همکاران، 1999). 

رشد برگ در بسیاری از گونه ها به تنش آبی حساس مي باشند (ماسل و پاسیورا، 1987).  بسیاری از مطالعات نشان داده است كه خشكي از توسعه و رشد تاج پوشش پنبه جلوگیری مي كند.  كريگ و سانگ(1986) مشخص ساختند كه خشكي باعث كاهش تعداد برگها در شاخه هاي زايشي پنبه مي شود.  رشد سطح برگ پنبه هاي داخل گلخانه موقعی كه رطوبت قابل دسترسی كمتر از 15% ±51 بود، به مقدار زيادي متوقف گردید.

كاتلر و رينز(1987) نتیجه گيري کردند كه كاهش پتانسیل به زیر 5/0- مگا پاسكال با كاهش نسبت رشد برگ همراه بود.  در آزمایش بل و استرهائس(1994) رشد برگ­هاي بوته هاي 55 روزه پنبه بعد از 2 روز قطع آبیاری كاهش یافت. در این تحقیق مشخص گردید كه رشد برگ حساس تر از رشد ریشه به تنش خشكي است. مك ميخائيل و كوئيزينبري (1991) نيز دریافتند كه خشكي هاي انتهائی در دوره رشدی گیاه پنبه باعث كاهش نسبت ساقه به ریشه مي شود. خشكي همچنین باعث كاهش رشد، نمو و پراکنش ریشه هاي پنبه مي شود (تیلور، 1983). رشد ريشة بوته هاي 55 روز پنبه بعد از 6 روز قطع آب كاهش یافت و از تعداد ریشه هاي توسعه یافته تا 35 درصد در طی دورة خشكي کاسته گردید (بل و همکاران، 1994). کاشت ارقام زودرس مي تواند باعث كاهش آب مورد نياز جهت كشت پنبه گردد. 

زمان و شدت تنش آب تأثير مهمی بر عملکرد الیاف پنبه دارد. كريگ (1997)، نشان داد كه از نسبت رشد محصول به وسیله تنش آبی از طريق كاهش تعداد و اندازه سطح برگ توليدي، کاسته مي شود. وي گزارش داد كه تأمين آب از مرحله پدیدار شدن اولین غنچه تا اولین گلدهي، دوره بحرانی در تأمين آب در گیاه پنبه است. حساسیت عکس العمل هدایت روزنه اي در پنبه بر تنش آبی مي تواند توسط سن برگ و سابقه تنش تغيير يابد. برگ­هاي مسن تر و برگ­هايي كه در تنش رشد كرده اند قبل از آنكه عکس العمل هدایت روزنه‏اي آغاز شود به آستانه پتانسیل آب برگی كمتري مي‏رسند.

تنش آبی الگوی اختصاصی فرآورده هاي فتوسنتزي را در قسمت هاي تاج پوشش (كه بیشتر به سمت آن قسمت حرکت مي كند)، تغيير مي دهد.  اين مسیر حرکت ممکن است به دلیل عدم وجود منبع باعث ریزش قوزه ها و كاهش آغازی­هاي برگ­هاي شاخه هاي زايشي شوند.  الگوهای شاخه هاي زايشي قسمت هاي تحتانی بوته هاي پنبه تحت تأثير قرار نمي‏گيرند (اسمیت و کاترن، 1999).

اگر چه این گیاه به عنوان یک گیاه متحمل به خشکی در نظر گرفته می شود با این حال حساسیت به خشکی در گونه ها و واریته های آن بسیار متفاوت می باشد. کمبود آب عملکردهای کمی و کیفی الیاف پنبه را کاهش می دهد (پیلون اسمیت و همکاران، 1995). معمولأ کاهش تنش خشکی باعث  افزایش عملکرد پنبه می گردد (فلین و همکاران، 1995). این گیاه قادر به تحمل تنش رطوبتی در مناطق با محدودیت رطوبت در مرحله رشد رویشی و تا قبل از گلدهی بوده و از طریق تنظیم رشد رویشی منجر به بهبود عملکرد می شود (گانوتیسی و همکاران، 1990). پنبه با دارا بودن سیستم ریشه ای عمیق، امکان مصرف آب کمتر همراه با عملکرد اقتصادی مطلوب را فراهم ساخته است (ناصری، 1374). تنش رطوبتی خفیف در مراحل اولیه، رشد رویشی را کاهش اما رشد قوزه ها و فتو سنتز را تحت تاثیر قرار نمی دهد، بنا بر این مواد فتو سنتزی مازاد بر رشد رویشی می تواند در اختیار اندام­های زایشی قرار گیرد (هم، 1981).

در نواحی خشک آبیاری مناسب در افزایش تولید محصول بسیار موثر است  نتایج یک تحقیق نشان داد که مقدار تخلیه مجاز معادل 65% و عمق ریشه 91 سانتی متر برای تعیین میزان آب قابل استفاده گیاه مطلوب بوده است (لونگنکر و اری، 1968).  گزارش دیگری حاکی از آنست که در نظر گرفتن تخلیه مجاز معادل 75% در یک خاک لوم شنی می تواند بدون ایجاد کاهش محصول برای تعیین مقدار آب قابل استفاده پنبه در خاک و همچنین دور آبیاری مورد استفاده قرار گیرد (گریمز و همکاران، 1982). انتخاب تخلیه مجاز رطوبتی خاک معادل 50% و تا عمق 60 سانتی متری خاک جهت تعیین دور آبیاری نیز مطلوب شناخته شده است (توماس، 1975). افزایش آبیاری در مراحل اولیه رشد باعث تحریک رشد رویشی می شود، اما چون پنبه دارای رشد نامحدود است ، بنابر این هر عاملی که باعث تحریک رشد رویشی می شود، منجر به اختصاص بیشتر مواد فتو سنتزی به اندامهای رویشی گیاه  و در نتیجه ریزش گل و غنچه می شود (مس و پوس، 1989 و استن و نوفزیگر، 1993). پنبه هایی که در مراحل اولیه رشد به آنها تنش خشکی وارد شده است، در مراحل بعدی در مقابل کم آبی تحمل بیشتری از خود نشان می دهد (کاتلر و همکاران، 1977). عملکرد این گیاه با دور آبیاری 2 روز و حجم آب مورد استفاده  معادل 181 میلی متر در سال بیشتر از میزان محصول در تیمار با دور آبیاری 12 روز و حجم آب مصرفی 202 میلیمتر در سال بوده است (بردوفسکی و همکاران، 1992). اثر  کم آبیاری با افزایش تنش خشکی افزایش یافته و در مراحل از کاشت تا 4 برگه شدن و از باز شدن اولین غوزه تا پایان دوره باز شدن غوزه ها  موجب کوتاه شدن فصل رشد، کاهش ارتفاع گیاه، زودرس شدن و کاهش محصول گشته، اما در دو مرحله از 4 برگی شدن تا باز شدن اولین غوزه و از پایان باز شدن غوزه ها تا آخرین مرحله برداشت محصول ، اثر کمی روی گیاه و عملکرد آن داشته است (رستوسیا، 1995).

نتایج یک تحقیق  نشان داد که عملکرد ناشی از دور آبیاری 5 روز نسبت به دور 15 روز به میزان 5/7% بیشتر بود( چو و همکاران، 1995) . نشان داد که به ازای هر روز تاخیر در آبیاری عملکرد به میزان 2% کاهش می یابد. گزارش دیگری حاکی از آنست که که آبیاری پنبه در مرحله گلدهی با دور 5 روزه عملکرد را نسبت به دور 10 الی 14 روزه و با مقدار آب مساوی 25% افزایش داده است (رادین و همکاران، 1992). عملکرد این محصول در دور آبیاری 7  روز نسبت به 14 روز  12% بیشتر بوده است( بوکس و همکاران، 1988).

فاکتور های محیطی از قبیل تنش خشکی، درجه حرارت، قابلیت دسترسی به مواد غذایی خاک، حشرات، بیماری ها و تراکم گیاهی کیفیت الیاف پنبه را تحت تاثیر قرار می دهد (کاسپرباور، 2000). کیفیت الیاف پنبه ، بسته به شرایط محیطی، حتی با وجود ژنوتیپهای یکسان به طور معنی داری تغییر می کند (مائونی، 1981). در مورد اثر تنش خشکی بر کیفیت الیاف پنبه گزارش شده است، بیشترین اثر این تنش بر کیفیت الیاف پنبه در دوره رشد زایشی است، که باعث چسبیدن دیواره سلولی چند لیف به یکدیگر و ایجاد گره در الیاف نخ و کاهش کیفیت پارچه های تولیدی می شود (مهاجر عباسی، 1372). تنش خشکی نه تنها باعث کاهش  عملکرد پنبه  بلکه باعث کاهش طول الیاف آن نیز می گردد و عوامل  مدیریتی  که باعث زودرسی و نگهداری غیر یکنواخت قوزه می شوند، در کیفیت ظرافت الیاف بسیار مهم هستند (سیلورتوتس، 1998).  تنش خشکی خاک نیز باعث کاهش  طول الیاف می شود (بنت و همکاران، 1967). همچنین تنش خشکی شدید  که کمی بعد از گلدهی صورت می گیرد نیز باعث کاهش طول الیاف می شود (مارانی و آمیراو، 1976)، در حالی که اعمال تنش متعادل  پس از سبز شدن گیاهانی مانند پنبه، کاهش چندانی در  عملکرد بوجود نمی آورد (بی نام، 1380). همچنین اعمال تنش متعادل نه تنها باعث کاهش عملکرد نمی شود، بلکه با محدود کردن رشد سبزینه ای بر عملکرد محصول اثر مثبت دارد (ذبیحی، 1378). بررسی دیگری نشان داد كه بيشترين اثر تنش بر عملكرد پنبه در طول مرحله رشد غوزه ها و تقريبا بعد از مرحله گلدهي است. اعمال تنش در اين مرحله موجب توقف رشد غوزه و اعمال تنش در مرحله رسيدن غوزه سبب افزايش طول الياف و درصد آن و در نتيجه افزايش عملكرد مي گردد. بعلاوه در شرايط محدوديت آب بهتر است آبياري در سه مرحله فيزيولوژيك و به ترتيب ارجحيت در دوره رشد غوزه، در زمان ظهور اولين گل پنبه و دوره حداكثر گلدهي انجام شود (علیزاده، 1360). تنش کم آبی در مرحله گلدهی بیشترین تاثیر را روی عملکرد وش و پس از آن به ترتیب بر  مراحل غوزه دهی، غنچه دهی  و رشد  رویشی  داشته اند (گانوتیسی، 1988). گزارشات دیگری حاکی از آن است که،  مرحله رسیدن غوزه ها از حساسترین مراحل رشد گیاه نسبت به دور آبیاری می باشد( پلاوت و همکاران، 1992). در بررسی اثرات زمان تنش آبی بر روی پنبه به این نتیجه رسیدند موجودی آب در طی گلدهی  نسبت به موجودی آب پیش از گلدهی برای عملکرد اهمیت بیشتری داشته و در بین اجزای عملکرد  تعداد غوزه در واحد سطح بالاترین همبستگی را با عملکرد دارد(کریگ، 2001 ، مورو کریگ،1990 ، ولز و مردیتس، 1984) و این جزء مهم بیشتر در مراحل بعد از گلدهی تحت تاثیر تنش واقع می شود (کریگ 2001).

بیشترین اثر تنش بر عملکرد پنبه در طول مرحله رشد غوزه ها و تقریباً بعد از مرحله گلدهی است. اعمال تنش در این مرحله موجب توقف رشد غوزه و اعمال تنش در مرحله رسیدن غوزه سبب افزایش طول الیاف و درصد آن و در نتیجه افزایش عملکرد می گردد. همچنین هنگامی که پتانسیل آب خاک قبل از گلدهی گیاه پنبه به 3- مگا پاسکال برسد تولید محصول و بازده مصرف آب کاهش یافته و در تیماری که این پتانسیل در شرایط مشابه به 5/1- مگا پاسکال رسیده بود تولید محصول افزایش یافته است، به­علاوه تاخیر در آبیاری، قبل از مرحله گلدهی پنبه، موجب زودرس شدن محصول شده است (برار، 1986). پنبه در مراحل گلدهی و رشد غوزه ها بیشترین حساسیت را نسبت به تنش خشکی داشته است، در حالی که در مرحله باز شدن غوزه ها این حساسیت خیلی کمتر است (وریز و همکاران، 1992).

در تحقیقی (عالیشاه و احمدی خواه، 2009) مشاهده شد که ارقام پنبه متحمل به تنش خشکی در منطقه گرگان دارای تفاوت معنی داری نسبت به ارقام حساس به تنش خشکی از نظر عملکرد می باشند. محققان در این تحقیق عملکرد و اجزای عملکرد 5 رقم برتر پنبه در استان گلستان را نسبت به تنش خشکی مورد ارزیابی قرار دادند. تیمارهای تنش خشکی عبارت بود از : بدون آبیاری، یکبار آبیاری 70 روز بعد از کاشت و حداقل 3 بار آبیاری در طول فصل. در این مطالعه تنش خشکی باعث کاهش عملکرد تعداد قوزه، وزن قوزه گردید و زودرسی را افزایش داد. در مطالعه مزبور با افزایش میزان آبیاری زودرسی به دلیل افزایش رشد رویشی به تاخیر افتاد.

یکی از نکات مهم در آبیاری پنبه اعمال یک تنش مناسب کم آبی در زمان گیاهچه ای (6-8 برگی) می باشد. این عمل موجب می شود که گل­هایی که در آغاز دوره گلدهی تشکیل شده اند در انتهای فصل نیز بمانند و عملکرد مناسب تری نسبت به سایر قوزه ها که بعد تشکیل می شوند دارند (مانک و همکاران 2007؛ مانک و رابل، 2007). 

یکی از عناصر کلیدی تفاوت آبیاری پنبه با سایر محصولات تحمل این گیاه به کمبود ملایم آب (حداکثر 30 درصد آبیاری مطلوب) بدون از دست دادن عملکرد کمی و کیفی بالاست. در واقع در این گیاه عدم آبیاری در زمان مناسب می تواند باعث کاهش راندمان مصرف آب نیز گردد (مانک، 2009).

یکی از چالش ها در انتخاب ژنتیکی ارقام پنبه برای عملکرد و کیفیت الیاف و ارزیابی تغییرات فنولوژیکی در گیاهان است که بر بهبود عملکرد و کیفیت تاثیر می گذارد. شناخت این تغییرات می تواند به انتخاب ارقام در برنامه های اصلاحی و همچنین انتخاب زارعان در شناخت ارقام مناسب کمک نماید.

در تحقیقی به منظور شناخت ارقام مقاوم به تنش خشکی، 15 رقم در قالب طرح بلوک کامل تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. این 15 رقم تحت برنامه های آبیاری و کم آبیاری قرار گرفتند . به منظور مشخص ساختن صفات شاخص رشدی، ارتفاع بوته، دمای بوته و میزان جذب نور توسط بوته از ابزار سنجش از راه دور استفاده گردید. محققان در این مطالعه دریافتند که هریک از صفات دارای ارتباط ویژه ای با عملکرد کل در ارقام پنبه می باشد . آنها اظهار داشتند این نتایج می توانند روشی مناسب جهت جداسازی ارقام برای تنش خشکی باشند( دیویس و همکاران، 2009).

در زمینه تحمل به خشکی باید دانست که این صفت، یک صفت پیچیده ای با اجزای چند ژنی می باشد که در سیستم گیاهی موضوع پیچیده ای محسوب می شود(ژانگ و همکاران.، 2009؛ مکبول و همکاران.، 2008). مطالعات گذشته بیشتر در رابطه با تحمل به خشکی بیشتر بر تغییر سیستم­های ریشه و یا افزایش راندمان مصرف آب، یا تعیین خصوصیات مرفوفیزیولوژیک و اثرات تنظیم کننده های رشدی گیاهی بر ریشه های پنبه در جهت افزایش مقاومت به خشکی تاثیر بود (بسیل و اونای، 2006).

فرایند توسعه­ی برگی تحت تاثیر آب سریعاً مورد تاثیر قرار می گیرند اما فرایند فتوسنتزی کمتر اثر می پذیرد. جلوگیری از رشد برگی باعث کاهش مصرف کربن و انرژی می گردد. که این امر باعث آن می شود که بخش عمده تری از اسمیلات های گیاهی به سمت سیستم ریشه روانه گردد. بنابراین رشد ریشه نسبت به رشد اندام­های هوایی حساسیت کمتری دارند. از طرفی خصوصیات ریشه در تعیین عکس العمل گیاهان به خشکی مهم می باشد (پلات و همکاران، 1996). سیستم ریشه ای به عنوان اولین حسگر تنش خشکی به شمار می آید که ممکن است نقش مهمی در اجتناب از خشکی داشته باشد ( بی بی و همکاران؛ 2009). کمبود آب نه تنها باعث کاهش نسبت رشد قسمت­های هوایی، ارتفاع گیاه و عملکرد می گردد. همچنین بر روی رشد ریشه تاثیر می گذارد. پس و همکاران ( 1999) گزارش کردند که گیاهچه پنبه که تحت تنش خشکی بوده اند افزایش در طول ریشه از خود نشان دادند. اما کاهش قطر ریشه داشتند در این زمینه بل و همکاران (1994) نشان دادند که عدم وجود رطوبت مناسب خاک باعث کاهش طویل شدن ریشه پنبه می گردد، در حالی که پلات و همکاران (1996) کاهش تراکم طول ریشه پنبه را در 42 و 70 روز بعد از ظهور مزرعه ای مشاهده نمودند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 12:23  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

جوانه زنی اولین مرحله نموی در گیاه است، که یکی از مراحل مهم و حساس در چرخه زندگی گیاهان و یک فرآیند کلیدی در سبز شدن گیاهچه می باشد (دی ویلیرز و همکاران، 1994). این مرحله از رشد به شدت تحت تأثیر عوامل محیطی به ویژه دما و رطوبت خاک قرار می گیرد (آندا و پینتر، 1994؛ جاکوبسون و باخ، 1998؛ سیفلد و همکاران، 2002؛ سلطانی و همکاران، 2006؛ بسرا و همکاران، 2004). تنش خشکی یکی از مهمترین عوامل محیطی است که بر جوانه زنی و استقرار گیاهچه تأثیر می گذارد (فالری، 1994). توانایی جوانه زنی بذرها در شرایط تنش رطوبتی، شانس استقرار بیشتر گیاه و تراکم بالاتر را به دنبال دارد که در نتیجه منجر به افزایش عملکرد می گردد (بالباکی و همکاران، 1999).

فرايند جوانه زني در بذر پنبه با آبگيري و انتقال غير فعال آب از پوستة بذر در بخش نرم قسمت ناف بذر شروع مي گردد.  انتشار آب باعث هيدراسيون سلول­هاي بافت بذري شده و مرحلة توليد آنزيم از بافت­هاي آبكشي شده فعال مي گردد.  در حضور آب كافي و غلظت كم نمك، سلول­هاي نردباني و ساير سلول­ها به­سرعت آبگيري مي شوند.  اين مرحلة آبگيري باعث نرم شدن پوستة بذر به­منظور تأمين رطوبت لازم براي توسعة جنين در شرايط خشكي مي باشد كه در طي جوانه زني رخ مي دهد.  در جنين بذور برخي ازگونه ها نشان داده شده است كه آب بيشتري جذب مي شود كه احتمالاً به خاطر وجود پروتئين­هاي قابل حل در اين ناحيه از بذور نسبت به ساير اندام­هاي بذري مي باشد.  برخي از محققين بر اهميت پروتئين ها، آمينو اسيدها و ساير تركيبات شيميائي در قدرت جوانه زني بذر پنبه تأكيد كرده اند (لیوپلد و ورتوسی، 1989؛ اقبال و همکاران.، 2006). تأخير جذب آب در بذر پنبه در برخي ارقام به خاطر بذور سخت است كه در آنها قسمت ناف بذر ليگنيني شده است كه امروزه اين صفت در بسياري از ارقام تجاري بوسيلة، اصلاح نباتات و انتخاب حذف شده است. در كمتر از 12 ساعت بعد از آبگيري، فعاليت تنفسي سلولي قابل اندازه گيري است.  در واقع جدا سازي ميتوكندري از جنين و لپه هاي بذر خشك، نشان دهندة جذب قابل توجهي اكسيژن در ° C 25 و دو برابر شدن ميزان آن است كه توسط توليدATP  تنظيم مي گردد (مک دانیل، a 1982). تحرك، مصرف و تبديل ذخاير روغن، نشاسته و اسيد­هاي آلي بعد از فعاليت تنفسي ميتوكندري و تقسيم سلولي بافت­هاي محوري بذر پنبه همانند ساير بذور صورت مي پذيرند (مک دانیل، b1982).

طويل شدن ريشه چه از بافت لپه ها بعد از 24 تا 36 ساعت تحت شرايط مطلوب خاك يا دماهاي مناسب انجام مي‏گيرد.  بعد از گسيختن(تركيدگي) پوسته بذر كه در نتيجة بزرگ شدن نواحي لپه و هيپوكتيل جنين مي باشد، پيام هاي هورموني ارسال شده به جنين، جهت گيري رشد محور جنيني را با توجه به موقعيت بذر تعيين مي نمايند كه در نتيجه، ريشه چه به سمت پائين و گياهچه به سمت بالا رشد مي كند.  اين رشد همه جانبه با مصرف نيروي هیدرواستاتيك آب سلولي، ريشه چه را براي نفوذ اوليه در محيط خاك قادر مي سازد و اجازه مي دهد كه ظهور برون زميني لپه ها و آغازي­هاي جوانه برگ از طريق خاك انجام گيرد.  دماي پايه (دماي مبنا) براي پنبه ° C 6/15 در نظر گرفته مي شود.  در آزمايشات جوانه زني بذر اين دما بين 30-20 مي باشد(انجمن بین المللی آزمون بذر، 2001). دماهاي زير دماي مطلوب جوانه زني براي بذر پنبه باعث كاهش فرآيند رشد آغازين بذر مي گردد.  اين دماها باعث آهسته شدن فعاليت متابوليكي و حساس‏تر شدن بذر به تنش­هاي محيطي و عوامل بيماريزا شود.  آب اضافي(غرقابي يا ساختار ضعيف خاك)، سطوح شوري بالا(شامل خاك­هاي شور يا قليائي)، اثرات سمي تيمارهاي بذري (حشره كش ها و يا قارچ كش­ها) بيماري­هاي خاكزاد و حشرات ممكن است بر متابوليسم گياهچه ها و ميزان استقرار آنها تأثيرات نامطلوب بگذارند (دلوچی، 1981).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:21  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

آب فراوان ترین ماده روی زمین است، ولی در عین حال کمبود آب شیرین مهم ترین عامل محدودیت تولید محصولات کشاورزی در جهان می باشد. چنین تضاد عمیق به علت چگونگی توزیع جغرافیایی و کیفیت مصرف آب آبیاری است (خواجه پور، 1376). خشکی حتی به صورت موقت عملکرد محصولات زراعی را به طور قابل توجهی کاهش می دهد. تنش خشكي زماني در گياه حادث مي‏شود كه ميزان آب دريافتي گياه كمتر از تلفات آن باشد.  اين امر ممكن است به علت اتلاف بيش از حد آب يا كاهش جذب و يا وجود هر دو مورد باشد(كوچكي و عليزاده، 1374).  كاهش پتانسيل اسمزي و پتانسيل كل آب، همراه با از بين رفتن آماس، بسته شدن روزنه ها و كاهش رشد از علائم مخصوص تنش آب است. در صورتي كه شدت تنش آب زياد باشد، موجب كاهش شديد فتوسنتز و مختل شدن فرايندهاي فيزيولوژيكي، توقف رشد و سرانجام خشك شدن و مرگ گياه مي گردد(سینق و پاتل، 1996).

پنبه در شرایط مختلف که دارای آب و هوای متفاوتی می باشند، به صورت آبی و دیم کشت می شود. ارقام مختلف پنبه به بازیابی و ادامه رشد پس از تنش خشکی به منظور حداقل نمودن کاهش عملکرد نیاز دارند. اطلاع از پاسخ ارقام به کمبود آب به منظور شبیه سازی رشد پنبه و نیازهای آبی آن بسیار مهم محسوب می شود. رشد برگ در بسیاری از گونه ها به تنش آبی حساس می باشد (اکرم قادری، 1380).

مطالعات نشان داده که خشکی از توسعه و رشد کانوپی پنبه جلوگیری می کند. کریگ و سانگ (1986) مشخص نمودند که خشکی باعث کاهش تعداد برگ ها در شاخه های زایشی پنبه می شود. سطح برگ پنبه های داخل گلخانه هنگامی که رطوبت قابل استفاده کمتر از 15±51 درصد بود متوقف گردید. کاتلر و رینز (1977) نتیجه گیری کردند که کاهش پتانسیل به زیر 5/0- مگا پاسکال با کاهش نسبت رشد برگ همراه بود. در آزمایش بل و اوسترهائس (1994) رشد برگ بوته های 55 روزه پنبه بعد از 2 روز قطع آبیاری کاهش یافت. در این تحقیق مشخص گردید که رشد برگ حساس تر از رشد ریشه به تنش خشکی است. زمان و شدت تنش آب تأثیر مهمی بر عملکرد دارد.. کریگ (1997) نشان داد که تنش آبی باعث کاهش سرعت رشد محصول از طریق کاهش تعداد و اندازه سطح برگ شد. او بیان نمود که دوره بحرانی تأمین آب در گیاه پنبه دوره پدیدار شدن اولین غنچه تا اولین گلدهی است. تنش آبی می تواند بر هدایت روزنه ای پنبه، سن برگ و سابقه تنش مؤثر باشد (4). در این میان به منظور فائق آمدن بر برخی مشکلات ناشی از تنش خشکی در کاهش عملکرد پنبه، امروزه از برخی مواد تنظیم کننده رشد استفاده می شود. یکی از این مواد گلایسین بتائین می باشد.

بسیاری از محققان عکس العمل گیاهان زراعی مختلف را نسبت به خشکی بررسی کرده و روش های مختلفی را که باعث تحمل به خشکی در گیاه می شود پیشنهاد کرده اند. تنظیم اسمزی در شرایط خشکی یکی از این راه ها می باشد (بلوم، 1989). در اکثر گیاهان نگهداری و ادامه رشد و نمو به حفظ مقادیر آب نسبتاً بالا در پروتوپلاسم بستگی دارد زیرا فرآیندهای فیزیولوژیکی بسیار مهم مثل گسترش برگ، باز­شدن روزنه ها و انجام فتوسنتز، به طور مستقیم در اثر کاهش پتانسیل آب برگ تحت تأثیر قرار می گیرد. وجود آب کافی برای رشد و توسعه عادی گیاه پنبه یک عامل اساسی برای زراعت این گیاه است (بیلورای و همکاران، 1983). کمبود آب، رشد گیاه، سطح برگ و در نهایت فتوسنتز را کاهش می دهد (فرناندز، 1996). سبز شدن و توزیع یکنواخت گیاهچه در مزرعه پنبه عامل مهمی در تولید این گیاه است. خشک شدن سریع سطح خاک می تواند جوانه زنی و رشد گیاهچه پنبه را متأثر سازد (توسلی و کاسنو، 2003). رشد و توسعه ریشه پنبه ممکن است توسط کمبود آب کاهش یابد. تخصیص ماده خشک به دو قسمت ریشه و قسمت هوائی فرآیند متغیری است که می تواند ظرفیت های تولیدی و تحمل به خشکی گیاه را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا در شرایط تنش خشکی معمولاً نسبت ریشه به قسمت هوائی افزایش می یابد و این مسئله می تواند به بقای گیاه کمک فراوان نماید (امسمیکال و کوایسنبری، 1991). بیلورای و همکاران در سال 1983 بیان می دارند که تنش خشکی حاصل از افزایش درجه حرارت محیط بر جوانه زنی و قدرت گیاهچه اثر می گذارد و نهایتاً باعث کاهش عملکرد پنبه می شود. 

در مواجهه با تنش خشکی، گیاه پنبه مجموعه ای از پاسخ ها را در سطح مولکولی، سلولی و مرفولوژیکی، نظیر تغییرات در چرخه سلولی، ممانعت از رشد رویشی، تنظیم اسمزی، ترشح و تفکیک یونی، سنتز متابولیت­های سازگار، کاهش سطح برگ، وجود کرک از خود بروز داده که سبب کاهش اثرات منفی تنش خشکی می گردد. با این حال  نوع و میزان پاسخ در بین گونه های مختلف گیاهی و حتی بین واریته ها و ارقام یک گونه متفاوت بوده و همین علت، دلیل مشاهده سطوح مختلف تحمل تنش خشکی بین ارقام پنبه می باشد. از جمله راهکارهای کاهش تنش ناشی از کمبود آب استفاده از گیاهان و ارقامی است که بتوانند کمبود آب را تحمل نمایند و رشد و عملکرد آنها پس از مواجهه با تنش کمتر تحت تاثیر قرار گیرد. تعداد صفاتی که می توانند در تحمل تنش یک گونه گیاهی چون پنبه دخالت داشته باشند نسبتا زیاد می باشند (کافی و همکاران، 1388)، علاوه بر این، عملکرد یک صفت ساده نبوده و اجزاء زیادی را در بر می گیرد که به­شدت تحت تاثیر محیط قرار گرفته و برآیند آنها عملکرد یک محصول را تعیین می کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 12:20  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

بیشتر ارقام زراعی پنبه متعلق به گونه G.hirsutum یا پنبه های آپلند می باشند که دارای قوزه های درشت و عملکرد بالا با طول الیاف متوسط می باشند پنبه های باربادنس G.barbadense نیز از دراز ترین و ظریف ترین الیاف برخوردار ولی قوزه ها کوچکتر و عملکرد کمتر است (افکاری، 1388). ارقام پنبه به سه گروه زودرس، متوسط رس و دیر رس طبقه بندی مي شوند که ارقام زودرس از گونه G.hirsutum که به پنبه های الیاف متوسط (آپلند) معروف هستند (بت، 1996). طول دوره رشد در ارقام زودرس بیش از 140 روز نیست و این ارقام امکان کاشت را در مناطق سردسیر دارا هستند و می توانند از خطر سرماهای زودرس پاییزه این مناطق اجتناب کنند (سینق، 1998) و همچنین این ارقام امکان اجرای سیستم هاي کاشت دوگانه را به کشاورزان مي دهد (رمضانی مقدم، 1386). ارقامی که در ایران کشت می شوند عبارتند از آکالا، کوکر، لاتینیگ، اکسپرس که مناسب کشت در ورامین و مازندران و رقم ساحل برای گنبد­کاوس و رقم دلتاپاین 16 برای خوزستان و جیرفت و رقم ورامین که مناسب کاشت گنبد، گرگان و خراسان می باشد. رقم ورامین یکی از یافته های مهم و ارزشمند تحقیقات پنبه ایران است که با سعی و تلاش گروه تحقیقات پنبه در مرکز ورامین از طریق دو رگ گیری ساده در سال 1338 به­وجود آمده، در سال 1346 به عنوان یک رقم اصلاح شده تجاری برای کشت در مناطق گرگان، گنبد، خراسان، مغان و استان مرکزی توصیه شد. این رقم پربار و با کیفیت ممتاز حدود 70% از سطح پنبه کاری کشور را در مناطق فوق الذکر برای مدت زیادی به خود اختصاص داد و با پیشروی بیماری ورتیسلیوز از مازندران به گرگان و بخشی از گنبد به تدریج از سطح زیر کشت آن کاسته شد و هم اکنون قریب 40% پنبه کاری کشور را در مناطق مرکزی ایران، استان خراسان و بخشی از استان های اردبیل و آذربایجان شرقی زیر پوشش دارد. فرم بوته های آن با شاخه هاي جانبي جبران كننده است و برگ های آن درشت لبه دار، ساقه و سطح زيرين برگ كم كرك می باشد. این رقم دارای رشد متوسط، با ارتفاع 150-120 سانتی متر می باشد. شاخه های جانبی آن قادر است در شرایطی که تراکم بوته ها در مزرعه زارعین کم باشد سطح را پوشش داده و سبب افزایش تولید شود. رقمی است نسبتاً زودرس و طول دوره رویش آن حدود 180 روز است. مقاوم به شوری، حساس به بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی با ریشه عمیق و ساقه اصلی مستحکم، مقاوم به خوابیدگی و غوزه های نوک تیز و درشت و هنگام رسیدن کاملاً شکفته شده و مناسب برداشت مکانیزه می باشد. تعداد خار حــاوی سم گوسیپول در این رقم، متوسط و رنگ گلبرگ ها و دانه گرده کمرنگ، برگ ها نسبتـــاً درشت و لب دار و سطح زیر برگ و ساقه کم کرک است. از ویژگی های رقم خرداد زودرسی، نياز آبی كمتر، مقاومت در برابر سرما، كشت دوم و تاخیری، افزایش سطح زير كشت، سمپاشی كمتر می باشد. رقم سپید که در سال 1368 از استرالیا وارد شده هیبرید سه طرفه، پر محصول، زودرس، برگ باريك است که نفوذ سم در آن بهتر صورت می گیرد، طول الیاف آن 27/17 و مقاوم به پوسیدگی غوزه می باشد (نجفی، 1391).

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 12:19  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

پنبه برای تولید محصول کافی که از نظر کمی و کیفی ارزش زیادی داشته باشد به مواد غذایی کافی و کاملی نیاز دارد که مقدار مصرف عناصر غذایی توسط گیاه بستگی به نوع خاک، مقدار عناصر غذایی موجود خاک، تناوب، رقم و شرایط آب و هوایی دارد و توصیه مقدار کود مورد نیاز به نتایج آزمون خاک مزرعه بستگی دارد (ملکوتی و همایی، 1387). بررسی های موجود نشان می دهد که نیتروژن عنصر ضروری برای رشد و نمو پنبه بوده و بر عملکرد، زودرسی، ارتفاع گیاه و اندازه قوزه ها تاثیر مثبت دارد ( کریمی، 1368) و مصرف بیش از نیاز نیز تاثیر منفی بر جای خواهد گذاشت (خلیلی و همکاران، 1377). پژوهشی که ساون و همکاران (2006) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تعداد قوزه باز شده در هر گیاه، تعداد بذر در هر قوزه، شاخص لینته و عملکرد بذر پنبه با استفاده از نیتروژن به صورت سرک افزایش یافت. نيتروژن نیز می تواند علاوه بر جذب ریشه بوسیله برگ نیز به­صورت محلول پاشی جذب گردد (سالاردینی، 1364).

کمبود نيتروژن در پنبه باعث می شود برگ ها سبز مایل به زرد و برگ های پیر خشک و قبل از رشد کامل بریزند و شاخه های جانبی کم و باریک می شوند (سالاردینی، 1374). مقدار نيتروژن مورد نیاز برای تولید 100 کیلوگرم الیاف 32/7 کیلوگرم می باشد (خدابنده، 1372). میزان متوسط بور در خاک ها حدود 30 پی پی ام ولی گاهی مقدار آن تا 200 پی پی ام رسیده که ممکن است باعث سمیت در بعضی گیاهان شود. در خاک بور به صورت بورات های کلسیم با سدیم یافت می شود و در عین حال آب های مناطق خشک نیز در حدود2 پی پی ام بور دارند. ترکیبات حاوی بور شامل بوراکس- پنتا و تترابورات سدیم، کانی های بور که فقط بوراکس تنها کود دارای بور است که در ایران به­صورت تجاری عرضه شده و می توان به­صورت جامد به خاک یا به صورت محلول روی گیاه پاشید و مقدار مصرف آن بسته به جنس خاک، میزان بارندگی و نیاز گیاه دارد و به­طور معمول یک کیلوگرم برای گیاهان کم نیاز،10 کیلوگرم میان نیاز و 20 کیلوگرم گیاهان پر نیاز در هکتار توصیه می شود و در محلول پاشی بور در هر محلول پاشی می توان حدود 2 کیلو گرم در هکتار به­صورت محلول1تا2 هزار همراه با مقدار جزئی روی گیاه پاشید. حداقل پانزده وظیفه برای بور در فعالیت هاي گیاهی شناخته شده که مهم ترین آن تقسیم سلولی در بافت های مریستمی، تشکیل جوانه های برگ و گل، جوانه زدن گرده، تشکیل و ترمیم بافت های آوندی- متابولیسم قند و مواد هیدروکربنی و انتقال آنها و تنظیم مقدار آب و هدایت آن در سلول می باشند. تثبیت بور در خاک هاي رسی و خاک هايي که مواد آلی زیادی دارند و هیدروکسیدها و خشک و مرطوب شدن متناوب خاک صورت می گیرد (سالاردینی، 1364). بهترین ماده نيتروژنه که برای تقویت پنبه به­کار می رود اوره مي باشد كه دارای 46 درصد نيتروژن است (خدابنده، 1372). كوتريج در سال 1991 بیان کرد که کودهای نيتروژنه به منظور جلوگیری از آبشویی را باید در 2 یا 3 مرحله به زمین داد. در زراعت پنبه مناسب ترین زمان کود دهی، زمان بذر کاری، تنک كردن و گل دهي است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391ساعت 12:18  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

پنبه گیاه مناطق گرمسیری و در دنیا بین مدار 36 درجه جنوبی تا 47 درجه عرض شمالی کشت آن مرسوم بوده است (خدابنده، 1372) و تا ارتفاع 1200 متری از سطح دریا به خوبی رشد و برخی ارقام نیز تا ارتفاع 1800 متری محصول قابل توجهی دارند ( ناصری، 1374). گیاهی است روز کوتاه ولی اکثر ارقام اصلاح شده امروزی نسبت به طول روز بی تفاوتند (خدابنده، 1372).  نیاز به نور زیاد و گرمای شدید داشته و کمبود نور موجب کاهش رشد سبزینه ای و کاهش تولید قوزه می گردد و در مناطقی که بیش از 50 درصد طول فصل رشد آسمان ابری باشد کشت آن مناسب نمی باشد. گیاهی است گرمادوست که رشد آن در دمای کمتر از 15 درجه سانتی گراد متوقف شده و قادر است حرارت 35 تا 45 درجه سانتی گراد در صورت مساعد بودن شرایط رطوبتی خاک را در کوتاه مدت تحمل کند بدون اینکه عملکرد آن نقصان یابد (خواجه پور، 1377). احتیاج به یک دوره رشد 200-180 روز داشته و به حداقل درجه حرارت 22 درجه سانتي گراد برای رشد نیاز دارد و با طولانی تر شدن فصل رشد می تواند تا حدودی درجه حرارت هاي کمتر را جبران نماید (کوچکی، 1373). حداقل و بهترین دما برای جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه به ترتیب 15 و 34 درجه سانتي گراد می باشد (یورک، 1993). درجه حرارت اپتیمم برای رشد رویشی و نمو پنبه 21 تا 26 درجه سانتی گراد گزارش شده (کوچکی، 1373) دمای بالا در شب (25درجه سانتي گراد) گل دهی را به تأخیر انداخته و دمای کم در شب (20درجه سانتي گراد) به همراه با دمای 25 درجه سانتی گراد در روز دوره گل دهی را افزایش می دهد (ناصری، 1374). مناسب ترین درجه در طول گل دهی و میوه دهی درجه حرارت روزانه 32-26 درجه سانتي گراد ولی درجه حرارت شب باید کم باشد. اگر متوسط درجه حرارت روزانه 22 درجه سانتي گراد باشد 68روز برای رسیدن قوزه ها لازم است و در صورتی که به 27 درجه سانتی گراد برسد دوره رسیدن باز هم کوتاه تر و قوزه ها کوچکتر می شوند. تأخیر در کاشت نیز باعث تأخیر در گل دهی و کاهش گل ها و قوزه ها می گردد (کوچکی، 1373).

نیازهای خاکی

پنبه به انواع خاک ها سازگار بوده و در خاک هاي رسی قابل نفوذ و خاک ها رسی- شنی به­خوبی رشد کرده و محصول قابل توجهی تولید می نماید. همچنین در اراضی رسی آ هکی و خاک هاي شنی هوموسی و خاک هایي که مخلوطی از رس و شن و لیمون باشد نتیجه خوب می دهد. بهترین خاک برای کاشت پنبه خاک هاي لیمونی شنی و رسی است و عملکرد زیاد پنبه بستگی به وضع هوا خاک و رطوبت آن دارد در اینجاست که نقش ساختمان و بافت خاک روشن می گردد. پنبه در خاک هاي که دارای  PHاز5 تا 8 می باشد کشت می شود. در سودان این گیاه در خاک هاي با  PHبرابر 5/9 نیز کشت می شود گیاهی است که از مقاومت خوبی نسبت به شوری خاک برخوردار است و می تواند شوری 6/9 ميلي موس بر سانتي متر را به خوبی تحمل و کاهش عملکرد آن در این شرایط فقط 10% است و بخشی از مقاومت به شوری در پنبه به دلیل عدم جذب یون سدیم توسط ریشه است (خواجه پور، 1377و یورک، 1993). پنبه به سدیم خاک بسیار مقاوم است وESP  حدود 60 سبب کاهش 50 درصدی عملکرد پنبه می گردد و پنبه به فراوانی بور نیز در خاک مقاوم و آستانه تحمل پنبه به بور در محلول خاک حدود 10 گرم در متر مکعب آب است (خواجه پور، 1386).

نیازهای رطوبتی

پنبه در شرایط دیم در صورتي كه  میزان بارندگی و توزیع آن در طول فصل رشد 500 میلی متر و خاک در موقع کشت تا عمق 200 سانتی متری در حد ظرفیت مزرعه باشد از عملکرد معقولی برخوردار می باشد چرا که پنبه ریشه ای توسعه یافته داشته و مقاومت به خشکی دارد. باروری زیاد و فراوانی رطوبت خاک موجب تحریک رشد رویشی و محدودیت گل دهي پنبه شده و می بایست تعادل بین رشد رویشی و تعداد کل برای حصول حداکثر عملکرد انجام داد که حفظ رطوبت مناسب در خاک و برقراری این تعادل اهمیت زیادی در عملکرد پنبه دارد (هیتهولت، 1993). در صورتي كه رطوبت در مرحله حداکثر تشکیل قوزه کاهش یابد عملکرد کاهش چشم گیری داشته و درصد کل(نسبت الیاف به کل وش) را به دلیل کاهش وزن دانه افزایش می دهد. رطوبت باعث می شود که الیاف خشن تر ، محکم تر ، یکنواخت تر و رسیده تر گردد و رطوبت اضافی نیز عموماً اثر نامطلوب بر کیفیت الیاف دارد (کوچکی، 1373). کاهش رطوبت محتوای روغن دانه پنبه را کاهش مي دهد ولی پروتئین دانه را افزایش می دهد. حداکثر عملکرد زمانی به­دست می آید که رطوبت در لایه 90 سانتی متری خاک در طول فصل رشد از 50% رطوبت قابل دسترس کمتر نشود. پنبه به رطوبت کافی نیاز دارد و کم و کیف آبیاری در کاشت پنبه مهم بده و لذا توزیع مقدار آب و مدت هر آبیاری با توجه به جنس خاک ، مرحله رشد ، شدت گرما نیز متفاوت است بارندگی و سرما نیز در دوره برداشت پنبه باعث کاهش کیفیت الیاف و کاهش قوه نامیه بذر می شود و کاشت پنبه نیز به­صورت دیم در مناطقی که بارندگی سالیانه بیشتر از 700 میلی متر دارند امکان پذیر بوده به شرطي که پراکندگی باران متناسب با دوره رشد پنبه باشد (رستگار، 1384).

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 12:17  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

 

پنبه گیاهی است گلدار (دو لپه) از تیره مالواسه و جنس (Gossypium hirsutum) چگونگی رشد و نمو این نبات بستگی به شرایط جوی و محیط دارد، در مناطق سرد و معتدل به حالت یک ساله و در مناطق گرم به صورت چند ساله و یا دائمی رشد کرده و محصول می دهد(5). پنبه دارای یک ریشه اصلی است که در شرایط مختلف محیط عمق نفوذ و طول آن در خاک متفاوت می باشد. طول ریشه در انواع مختلف و شرایط متفاوت جوی معمولاً بین 60- 40 سانتیمتر و گاهی اوقات 2/1 متر و حداکثر 3 متر می رسد. پوست ریشه خیلی قوی تر و قطورتر از پوست ساقه است و ریشه تقریباً به طور عمودی در خاک فرو رفته، خیلی سریع توسعه یافته و ریشه های فرعی ایجاد می نماید. ساقه اصلی در امتداد ریشه اصلی قرار دارد. در بیشتر انواع فقط یک ساقه اصلی وجود دارد و در اطراف ساقه اصلی تعدادی شاخه فرعی به وجود می آید. طول ساقه در انواع مختلف و شرایط محیط کشت متفاوت است و بین 130 تا 60 سانتیمتر تغییر می نماید. روی ساقه و برگ های پنبه از کرک های ظریف و نسبتاً سفید رنگی پوشیده شده است.

برگ های پنبه از روی شاخه ها به طور منظم ظاهر شده و در روی هر شاخه معمولاٌ تعداد 8 برگ که به طور متناوب قرارگرفته اند وجود دارد و توسط دمبرگی به شاخه متصل شده اند. رنگ برگ ها در اکثر نژاد های پنبه سبز و در بعضی دیگر سبز مایل به قرمز می باشد. برگ های پنبه دارای چندین بریدگی است که تعداد آن بین 5 تا 3 و گاهی به 7 عدد می رسد.

حدود 8 تا 11 هفته پس از کاشت بذر، گل ها ظاهر می شوند. دوران گلدهی گیاه 45 تا60روز ادامه می یابد. کاسه گل مرکب از پنج کاسبرگ نامنظم به هم چسبیده و جام گل از پنج گلبرگ به رنگ های سفید، کرم مایل به سفید، زرد و صورتی تشکیل شده که گل ها پس از تلقیح در خاتمه روز تغییر رنگ داده و روز بعد قرمز رنگ  می شوند. مادگی دارا 3 تا 5 برچه و پرچم ها حدود 10 عدد می باشند (خدابنده، 1372؛ خواجه پور، 1376؛ رستگار، 1384؛ ضیائیان و همکاران، 1385).

میوه به صورت کپسول و در زمان رسیدن از محل اتصال برچه ها باز شده و توده های الیاف پنبه ظاهر می شوند ( خواجه پور، 1377) درون قوزه ها 20 تا40 دانه تیره رنگ که مقدار زیادی کرک نازک آن را فرا گرفته و هر دانه دارای ده تا پانزده هزار تار است که از روی پوست (اپیدرم) دانه بوسیله برجستگی هايي پدید می آیند که همگی آنها یکسان نیستند (پورصالح، 1374). اندازه قوزه از خصوصیات رقم است ولی همبستگی عملکرد با تعداد قوزه بسیار زیاد و با اندازه قوزه کم است. گیاه از طریق تغییر تعداد گل و قوزه خود را با شرایط محیطی تطبیق می دهد و در صورت نامساعد بودن شرایط محیطی تعدادی از گل ها و قوزه ها ریزی پیدا می کنند به همین جهت ارقام دارای قوزه کوچک و توانایی بیشتری در انطباق با تغییر شرایط محیطی داشته و در نتیجه ثبات عملکرد بیشتری دارند (خواجه پور، 1373). دانه پنبه تخم مرغی شکل به طول 7 تا 15 ميلي متر قهوه ای تیره یا سیاه می باشد و در سطح خارجی دارای رشته هائی از سلول هاي فیبری که از تغییر شکل سلول هاي بشره تخمک ها حاصل گشته است .سلول هاي فیبری در پنبه به سلول هاي فیبری طویل به رنگ کرم کم رنگ تا سفید به طول 2 تا 5 سانتی متر که به الیاف پنبه معروف و سلول هاي فیبری کوتاه به طول چند میلی متر و خاکستری، سبز یا قهوه ای رنگ که به کرک معروفند تقسیم می گردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 


بر اساس پراکنش گونه­های وحشی پنبه در سطح جهانی می توان چنین انتظار داشت که کلیه آنها دارای یک مبدأ مشابه در قسمت­های استوایی آفریقا که شرایط اقلیمی و ژئوفیزیکی آنها با آنچه امروزه هست متفاوت می­باشد. وجود گونه­های پنبه در قاره­هایی مانند آمریکا، استرالیا، آفریقا که کاملاً جدا از هم هستند را می­توان براساس فرضیه وگنر توضیح داد. فرضیه وگنر براین اساس استوار است که این قاره­ها در قدیم به هم متصل بوده­اند و به تدریج از هم جدا شده­اند و هر کدام پنبه­هایی با ژنوم­های متفاوتی با خود حمل کرده­اند (مرعشي و وافقي، 1353).

سابقه کشت و کار پنبه آپلند در مکزیک و کشت و کار پنبه پی ما در آمریکای جنوبی به حدود 3500 سال پیش از میلاد مسیح می­رسد.  ارقام پنبه آپلند در حال حاضر بیشترین سطح زیر کشت پنبه را به خود اختصاص داده­اند. بذر ارقام این گونه، توسط انگلیسی­ها در جریان جنگ داخلی آمریکا در مستعمرات انگلیس توزیع شد و کشت آن ترویج گردید تا الیاف با کیفیت مورد نیاز صنایع انگلیس تأمین شود. تولید پنبه به عنوان یک گیاه لیفی پس از اختراع دستگاه جین (جدا کننده الیاف از وش) توسط وتیتی در سال 1793 گسترش زیادی یافت. براساس اطلاعات موجود در سال 2000 میلادی حدود 48 میلیون تن الیاف در سراسر جهان مصرف شده است که حدود 30 میلیون تن آن از پنبه استخراج شده است (خواجه پور، 1386). تولید روغن از پنبه دانه نسبتاً جدید و در اواخر قرن نوزدهم میلادی رونق گرفت (کوچکی، 1373).

تاریخچه کاشت پنبه در ایران احتمالاً به دوره هخامنشیان بر می گردد و ستوده در سال 1340 گزارش داد که کاشت پنبه در مرو و ري و ناحیه فارس رواج داشته است. کاشت پنبه به عنوان یکی از مهم ترین گیاهان لیفی به سه هزار سال قبل از میلاد می رسد مبداء آن به کشور هندوستان بر می گردد و امروزه این گیاه نه تنها از نظر صنعتی بلکه از نظر غذایی و صنایع جانبی نیز بسیار حایز اهمیت است (خدابنده ،1372). کمپانی هند شرقی بریتانیا در مقابل واردات کالاهایی مانند شکر، ادویه و غیره پنبه را از ایران به هند به صورت خام صادر می کرد و کاشت پنبه در قرن یازدهم تا هفدهم میلادی در دوره صفویه به استناد گزارشات جهان گردان که از مناطق مختلف ایران داشته را از آذربایجان تا خراسان و شرق مازندارن، نواحی مرکزی، اطراف یزد، کاشان، کرمان و قم اشاره کرده اند ( یغمایی، 1365). پنبه در میان پنج دانه روغنی مهم جهان که شامل سویا ( G lyeine max) ، کلزا (Brassica napu.) بادام زمینی (Arachis hypogeal . )، آفتابگردان ( Helianlhus annus.) و پنبه دانه (Gossypium hirsutum) می گردد. در مکان سوم و از نظر تجارت و بازرگانی بعد از نفت، قهوه و مس در جایگاه چهارم و در حال حاضر 6 درصد از پروتئین دنیا و 45 درصد از کل مصرف الیاف جهان را به خود اختصاص داده است (1997 F.A.O,). پنبه در سال 1314 شمسی به انحصار دولت درآمد و در این راستا شرکت سهامی پنبه تاسیس شد و تا سال 1320 شمسی سطح زیر کشت و کارخانجات پنبه پاک کنی افزایش يافت و با شروع جنگ جهانی دوم پنبه و تجارت آن به حالت رکود درآمد و طی دهه 30 مجدداً کشت آن افزایش یافت. نیاز مردم به تهیه لباس، مبلمان و غیره باعث شد که مردم به پنبه طلای سفید لقب نهند و گرچه الیاف مصنوعی در صنایع نساجی جای پنبه را گرفته ولی هنوز ارزش و مقام خود را حفظ کرده و مهم ترین و پرمصرف ترین الیاف صنعتی است که خاصیت رنگ پذیری آن باعث حفظ جایگاه آن گردید (خدابنده، 1372). تا اواخر قرن نوزدهم مهم ترين هدف تولید پنبه استفاده از الیاف بود و دانه آن محصول مهمی به حساب نمی آمد اما پیدایش استخراج روغن مصرف دانه آن به عنوان یک محصول اقتصادی اهمیت پیدا نمود (خواجه پور، 1377). پنبه در سال 1314 شمسی به انحصار دولت و در این راستا شرکت سهامی پنبه تاسیس و تا سال 1320 شمسی سطح زیر کشت و کارخانجات پنبه پاک کنی افزایش و با شروع جنگ جهانی دوم فعالیت هاي شرکت های پنبه و تجارت آن به حالت رکود و طی دهه 30 مجدداً کشت آن افزایش یافت (خدابنده، 1372). تا اواخر قرن نوزدهم مهم ترین هدف تولید پنبه استفاده از الیاف بود و دانه ان محصول مهمی بحساب نمی آمد اما پیدایش روش های استخراج روغن مصرف دانه آن به عنوان یک محصول اقتصادی اهمیت پیدا نمود (خواجه پور، 1377). سطح کاشت پنبه در ایران از دهه 1350 کاسته شده و این باعث شده که ایران از یک صادر کننده پنبه به کشوری وارد کننده تبدیل شود (کریمی، 1368) و آخرین آمار نشان می دهد سطح زیر کشت پنبه در ایران در سال زراعی 86-85 معادل 106469 هکتار و کل تولید وش 191644 تن بوده است. متوسط عملکرد نیز در زراعت آبی 2310 کیلوگرم در هکتار در همین سال گزارش شده است (ناصری، 1374).

اهمیت تولید پنبه

در بين گیاهان صنعتی، پنبه از موقعیت ويژه‏اي برخوردار است. این گیاه نه تنها با تولید الیاف در صدر مهم ترين گیاهان ليفي جاي گرفته است، بلکه از نظر غذایی بسیار حائز اهمیت بوده و در بازارهای جهانی جزء پنج دانه روغنی محسوب می شود (پور صالح، 1374). علت این امر آن است که دانه پنبه یا همان پنبه دانه منبع غنی از روغن و پروتئین بوده و با سابقه ای بیش از یک قرن، روغن آن مصرف خوراکی دارد. خصوصیات انحصاری الیاف پنبه از قبیل شستشو، دوام، استحکام، قابلیت هدایت بخار آب، نرمی، انعطاف، دوام شیمیایی باعث شده که هیچ ماده مصنوعی نتواند با آن به رقابت برخیزد. پنبه از محصولات گران بها و با ارزشی است که از نظر اقتصادی موقعیت خاصی در جهان امروز به دست آورده و جهت احتیاج به انواع وسایل و لوازمی که از فرآورده های این گیاه تهیه می شود روز به روز بر اهمیت تولید و افزایش سطح زیر کشت آن افزوده می گردد (محمودی مقدم، 1386). دانه پنبه منبع غنی از روغن و پروتئین بوده که مصرف روغن آن متجاوز از یک قرن می گذرد و خصوصیات ویژه الیاف آن شامل سبکی، نرمی، دوام، هدایت بخار آب، استحکام و قابلیت رنگرزی باعث شده تا در صنعت دریانوردی و ماهیگیری مورد استفاده چشم گيري قرار گیرد ( ناصری، 1377). تنوع فرآورده هائی که از پنبه نیز در مقایسه با سایر گیاهان به­دست می آید از اهمیت ویژه های برخوردار بوده و در مجموع بیش از سه هزار فرآورده از پنبه بدست می آید و مهم ترین آنها پارچه، روغن، نئوپان، کاغذ، پوست مصنوعی، ویسکوز، استات، سلولز، فیلم عکاسی، رنگ، صابون و سلوئید می باشد (خدابنده، 1372). دانه پنبه 3/17 درصد روغن تولیدی جهان را به خود اختصاص و پنبه دانه نیز منبع بالقوه غذایی برای مصرف انسان شناخته شده و با توجه به وجود اسیدهای آمینه ضروری در پروتئین دانه پنبه که بدن قادر به ساخت آنها نیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اهمیت استراتژیک پنبه در تامین غذا (روغن)، الیاف مورد نیاز انسان، غذای دام (كنجاله)، اشتغال زایی بالا و موارد مصرف گوناگون دیگر و عدم رقابت الیاف مصنوعی با الیاف پنبه در بازار جهانی باعث گردیده ضرورت توجه به کاشت گیاه پنبه را مطرح می سازد (سینق، 1998 و بت، 1996).

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 12:13  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم | 

پنبه يا طلاي سفيد مهمترين و قديمي ترين گياه ليفي است (ناصري، 1374) و يكي از گياهان مناسب براي كشت در مناطق خشك ونيمه خشك مي باشد که به طور معمول در مناطق پنبه کاری کشور کشت می شود، خراسان رضوی بالاترین سطح زیر کشت پنبه در کشور را داراست. در مناطق زیادی از پنبه کاری این استان مصرف بذر بسیار بالا بوده و در نهایت هزینه های زیادی را بر بهره بردار برای عملیات تنک تحمیل می کند. از طرفی هزینه های وجین علف های هرز هم در مزارع پنبه مناطق بالا و کارایی مصرف آب هم به خاطر تبخیر زیاد از سطح مزارع پایین است توليد پنبه در ميان ساير محصولات كشاورزي بسيار پر هزينه مي باشد (مرعشي و وافقي، 1353).  به همين جهت تداوم توليد آن مستلزم كاهش هزينه هاي توليد و استفاده از علوم و فنون جديد مي باشد. گیاه پنبه در مرحله جوانه زنی و مرحله اولیه رشد با تنش هایی از قبیل: دمای پایین، شوری و خشکی مواجه است (بارادو، 1991؛ اکرم قادری، 1381؛ پهلوانی، 1378). بنابراین یکی از مشکلات پیش روی زراعت این محصول وجود تنش­های محیطی به­ویژه تنش خشکی می باشد. با توجه به نياز روزافزون جامعه به فرآورده هاي گياه پنبه، شرايط اقليمي مناسب كشت اين گياه در كشور و اهميت پنبه در بازار جهاني و صنايع، رفع موانع توسعه مستمر كشت اين محصول استراتژيك اهميت بسزائي دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 12:11  توسط مرجان ابراهيميان - مهدي فتحي مقدم |